مي خوآهي بـــــــروي؟

بـَهآنه مي خــــــواهي؟

بگذار مـَن بهانه رآ دستت بدهم برو و هر كس پرسيد چــــــــــــرآ 

بگو :

لجــــــوج بود , هميشـــــه سـَرسختآنه عآشــــــقم بود

بگو : فـَريآد مي كرد , همه جآ فريـاد مي كرد كه مرآ مي خوآهد

 


برچسب‌ها: برو،

ادامه مطلب
۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۰۷:۰۹ توسط فاطمه نظرات (2)


مـے ترسم از نبوבنت و از بوבنت بيشتر…!

نـבاشتنت ويرانم ميڪنـב وבاشتنت متوقفم…!

وقتـے نيستـے ڪسـے را نمـے خواهم و وقتـے هستے تورا ميخواهم..!

رنگهايم بے تو سياه است وבر ڪنارت خاڪسترے ام…!

خـבاحافظے ات به جنونم ميكشـב و سلامت به پريشانے ام…!

بے تو בلتنگم وباتو بيقرار… بے توخسته ام وباتو בر فرار…!

בرخيال مــלּ بمان… از ڪنار مــלּ برو…!! مــלּ خو گرفته ام به نبوבنت…!

از سڪوتم بترس … وقتي ڪـﮧ ساڪـــت مي شوم ….

لابـב همـﮧ ے בرב בل هايم را بـرבه ام پيش خـــבا … !

 


برچسب‌ها: ميترسم،

ادامه مطلب
۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۰۲:۲۳ توسط فاطمه نظرات (1)


سخت است بغض داشته باشي...

و بغضت را هيچ آهنگي نشكند....

جز صداي كسي كه ديگرنــــيــــســـتــــ ـ ـ​


برچسب‌ها: بغض،

ادامه مطلب
۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۵۱:۳۶ توسط فاطمه نظرات (1)


ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ،

ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ .

ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﯼ،

ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ !

ﻫﺮ ﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪﺍﺵ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ،

ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ،

ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ، ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺶ !

ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ، ﻧﯿـﺴﺖ !

ﻫﺮﮔﺎﻩ،ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ،

ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ،

ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ...

 

 


برچسب‌ها: گاهي...،

ادامه مطلب
۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۴۶:۳۴ توسط فاطمه نظرات (1)


آرےمَـטּ هماטּ دختـرتُخس ِ بداخلـاق ِ مـُزخـرفــَم !!!

ڪہ همگاטּ مے پندارند بـُتے هستـم !!!

ا ما هماטּ ها چـہ مےدانند از دروטּ  مـטּ ؟...

ڪہ ڪوهے از احساس ِ مُرده، درآטּ مدفوטּ است !!!

مگر دل ڪوچڪِ مَـטּ چقدر تحمل دارد ؟

 


برچسب‌ها: آري،

ادامه مطلب
۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۴۳:۱۷ توسط فاطمه نظرات (1)



برچسب‌ها: غم،

ادامه مطلب
۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۳۶:۳۴ توسط فاطمه نظرات (1)



برچسب‌ها: دنيا،

ادامه مطلب
۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۳۴:۲۹ توسط فاطمه نظرات (0)


چند وقتيست همه دلگيرند از من...

دليل ميخواهند

مدرك ميخواهند

براي غمگين بودنم

براي نااميد بودنم

براي تلخ شدنم

 نگران نباشيد من نه غمگينم

نه نااميد...نه تلخ...

فقط...

 مدتيست به دنبالشان ميگردم

مدتيست گم شده اند

صبرم، تحملم، اميد هايم، انگيزه ام...

نميدانم كدام صفحه ي قصه ي سر گذشتم  جا گذاشتمشان !


برچسب‌ها: چند وقتيست...،

ادامه مطلب
۱۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۴۲:۳۶ توسط فاطمه نظرات (0)


سكوت تو گوشم را ميخراشد...
عجيب بلند است صداي نخواستنت...
هر فاصله اي ميخواهد باشد
هميشه به گوش ميرسد...​

برچسب‌ها: سكوت،

ادامه مطلب
۱۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۳۲:۳۴ توسط فاطمه نظرات (0)



برچسب‌ها: True Love،

ادامه مطلب
۱۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۲۴:۵۲ توسط فاطمه نظرات (0)


​حـكـايـت مـــنــــو اوحـكـايـت آتـــــش و آبـــــ بــود...
به آغــــوشـــم كـشـيـد..
خـــامــــوش شـــدم..
نــــــابـــــود شــــدم...
امــــــــــا او هـمـان آبــــــِ جـاري خـواهــي مــانــد
شـايــــــــد..
شـــايـــــد..قــطــعــأ آتـــشِ ديــگــري در آغـــوشــش
جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا نخــواهـــــــد داد.....

برچسب‌ها: حكايت،

ادامه مطلب
۱۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۲۷:۱۳ توسط فاطمه نظرات (0)


آدم ها مي آيند…
خودشان را نشان مي دهند…
وقتي كه برايت مهم نيست…
اصرار مي كنند!
اصرار براي اثبات وجودشان،
براي اثبات بودنشان…
و ماندنشان!
اصرار مي كنند كه تو نيز باشي همراهشان…
همان آدم ها،
وقتي كه پذيرفتي بودنشان را ،
ماندنشان را…
وقتي كه باورشان كردي…
مي روند!
به بهانه‌هاي پوچ!
به بي‌بهانگي!
به سادگي!
مي روند…
مي روند…
و تو مي ماني با باوري كه …!

برچسب‌ها: آدم ها مي آيند…،

ادامه مطلب
۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۲۷:۲۳ توسط فاطمه نظرات (0)


مي دوني
بايد بفهمي وقتي دلت مي گيره …
تنهايي !
بايد ياد بگيري از هيچ كس توقع نداشته باشي !
بايد عادت كني كه با كسي درددل نكني !
بايد درك كني كه هر كس مشكلات خودشو داره !
بايد بفهمي وقتي
ناراحتي …
دلتنگي …
يا بي حوصله اي …
هيچ كس حوصله ي تو رو نداره !
ديگه بايد فهميده باشي همه رفيقِ وقتاي خوشي اند !

برچسب‌ها: تنهايــــــــي،

ادامه مطلب
۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۱۸:۴۷ توسط فاطمه نظرات (0)


وقتي نيست نبايد اشك بريزي
بايد بگذاري بغض ها روي هم جمع شوند و جمع شوند
تا كوه شوند ، تا سخت شوند ،
همين ها تو را ميسازد
سنگت مي كند درست مثل خودش !
بايد يادت باشد حالا كه نيست
اشكهايت را ندهي هركسي پاك كند …ميداني؟
آخر هركسي لياقت تو و اشكهايت را ندارد


برچسب‌ها: اشـــــك...،

ادامه مطلب
۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۰۹:۱۱ توسط فاطمه نظرات (0)


شب را دوستـــ ــ ـ دارم …!
چرا كه در تاريكـــ ـي ..
چهره ها مشخــــــ ـص نيست !!
و هر لحظــــــــ ـه ..
اين اميـــــ ـد ..
در درونــــــ ــم ريشه مي زند …
كه آمده اي ..
ولي من نديده ام!


برچسب‌ها: شب را دوستـــ ــ ـ دارم …!،

ادامه مطلب
۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۲:۵۷:۲۰ توسط فاطمه نظرات (0)

[ ۱ ][ ۲ ]